عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

113

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

و از جمله آنچه مرزبانى « 68 » روايت كرده - و عده‌اى از ياران او از قول او ، از قول ازدى به ما خبر دادند - اين است كه ازدى گفت : « ( امرؤ القيس الثانى ) « 69 » كه همان محرّق اوّل ( المحرّق الاوّل ) است ، مردى خوش‌گذران و حريص بر بيهوده درآيى بوده است ، وى روزى به قصد شكار يا رفتن به صحرا ، سوار و از يارانش جدا شد ، پس ناگاه با مردى مثل سيخ مواجه شد كه استخوانهايى از استخوانهاى مردگان را جمع كرده و در پيش روى قرار داده بود ، و آنها را زير و رو مىكرد . پس گفت : « اى مرد ! داستان تو چيست ؟ و آنچه از بدحالى و لاغر اندامى و رنگ‌پريدگى و تك افتادنت در اين بيابان مىبينم چه موجب دارد ؟ » مرد گفت : « امّا آن بدحالى و ضعف جسم و رنگ‌پريدگى كه در من مىبينى به سبب آن است كه من در گيرودار سفر دورى هستم ، و مرا دو مراقب است ، كه مرا به منزلى تنگ و سيه چال ، و ناخوش جاى مىرانند ، سپس مرا به مصاحبت با ديار پوسيدگى و همسايگى با افراد از بين رفته ، زير لايه‌هاى خاك مىسپارند ، پس اگر در آن جايگاه با وجود خشونت و تنگى و وحشتناك بودنش و با وجود چريدن مارها در لابلاى گوشت و پيم تا سر حدّ تبديل شدنم به استخوان خوردشده و پوسيده ( - با وجود همه اين حالات اگر در آن جايگاه ) رها مىشدم گرفتارى را پايانى و بدبختى را نهايتى بود ، و ليكن پس از آن به غوغاى محشر رانده مىشوم ، و به جايگاههاى وحشتناك رسيدگى به پاداش وارد مىشوم ، آنگاه نمىدانم درباره‌ام به كدام يك از دو سراى امر

--> ( 68 ) - او محمّد بن عمران ، متوفّى به سال 384 ه . است ( وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 507 ) . ( 69 ) - عبارت متن در محلّ دو گوشه « البدى » بود ، و چون در كتابهاى مرجعى كه در اختيار مترجم بود ، محرّق اول به نام « امرؤ القيس الثانى » نام برده شده ، بنابراين « البدى » احتمالا محرّف از « الثانى » است ، و احتمال دارد صورتى از كتابت « البدء » باشد ، و او همان امرؤ القيس الاوّل است كه ابن خلدون و حمزه اصفهانى او را « امرؤ القيس البدء » ناميده‌اند ، و او جدّ محرّق اول است نه خود محرّق اوّل ، و امّا توضيحى كه مصحّحان متن الجمان در مورد محرّق اول آورده‌اند ، مربوط به محرّق ثانى ( عمرو بن هند بن المنذر . . . ) است ، نه محرّق اول . رك : الاعلام ، ج 1 ، ص 353 ، و ج 5 ، ص 261 ، و تاريخ حبيب السّير ، جزء دوم از مجلّد اوّل ، ص 258 - 261 . - م .